محل تبلیغات شما

لانگ دیستنس از آنجور چیزهایی است که آدم در تعریفش می‌ماند و دقیقا نمیتواند بگوید که چیست و چرا خودش را برای مدتهای مدید مچل آن کرده است. 

فقط وقتی سالها، از پشت تلفن صدای خندیدنش را تصور کرده باشی و به حافظه‌ات فشار آورده باشی که موقع خوشحالی، کدام عضلات صورتش تکان می‌خورند و از روی تُن صدایش تشخیص بدهی، چه روز مزخرفی را پشت سرگذاشته، بی‌آنکه بتوانی خستگی را از عمق تاریک مردمک چشمانش ببینی، آنوقت می‌فهمی لانگ دیستنس چطور عمرت را بر باد داده است. 

حتی نمی‌توانی کوه‌ها، رودخانه‌ها، دریاها و دره‌هایی را بشماری که میانتان فاصله اندخته است. هر روز به خودت می‌گویی، بالاخره یک روز تمام می‌شود، اما نمی‌شود. فاصله، همیشه هست. جزء لاینفک دوست داشتنت می‌شود. مثل سر جهاز، خودش را به زور وسط زندگیت جا می‌دهد و نمی‌توانی آن را از میان برداری، کم کنی یا پشت سر بگذاری. خودش را به زور می‌چپاند بین تمام خاطرات، حرف‌ها و دغدغه‌هایت.

مجبوری هر بار که او را می‌بینی، تمام تصاویرش را فریم به فریم، در ذهنت نگه‌داری برای روز مبادا؛ خستگی، خوشحالی، درد، اضطراب و خنده را. ذهنت بانکی از تصاویر می‌شود که هر بار باید از جایی بیرون بکشی و روی صداها میکس کنی. 

اما مزخرف‌تر از همه اینها این است که دوست داشتنِ آلوده به لانگ دیستنس را نمی‌توانی فراموش کنی. آنقدر ذهنت پر از صدا و تصاویر از هم گسیخته است که نمی‌توانی خودت را از زیر آوارش بیرون بکشی. یک وقت به خودت میایی که می‌بینی لاشه‌ متلاشی شده‌ای زیر خرابه های یک لانگ دیستنس شده‌ای. 

لانگ دیستنس هیچوقت از بین نمی‌رود و قابلیت انتقال از فردی به فرد دیگری را هم ندارد؛ از آن جهت که بالاتر از سیاهی رنگی نیست. بعد از لانگ دیستنس چیز دیگری نیست. فقط لانگ دیستنس است و هیچ 

در وصف لانگ دیستنس

لعنت به همه کارهای دنیا

فی حقیقه العشق با کمی تصرف و تلخیص مثلا

دیستنس ,لانگ ,روز ,نمی‌توانی ,کنی ,خودش ,لانگ دیستنس ,خودش را ,است که ,را از ,بیرون بکشی

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

communication- the management pr-cultur